سلام دوستان مشکی پوش
سلطان رضا صادقی یک تک آهنگ بسیار زیبا به نام لبخند خدا ارائه کردند که برای دانلود شما عزیزان گذاشته ام .

! اول در خبرنامه عضو شوید !
ادامه مطلب
+ نوشته شده در پنجشنبه بیستم خرداد 1389ساعت 15:35  توسط Papkiadeh
|

رضا صادقی خواننده مشکیپوش و پرطرفدار موسیقی پاپ ایرن به احتمال زیاد، چند سالی در کنار طرفداران خود نخواهد بود. رضا صادقی تصمیم دارد مدتی برای ادامه تحصیل به خارج از کشور برود.
صادقی با اعلام این خبر در در آخرین سئانس اجرایش در همدان طرفداران خود را شوکه کرد.
وی اعلام کرد قرار است برای این آموزش چهار ساله به یک کالج که هماهنگیهای آن نیز صورت گرفته برود و دوره آموزش موسیقی کاربردی و دیجیتال ببیند.
صادقی تاکید کرد قطعا تا پایان سال 90 در ایران خواهد ماند.
او همچنین ضمن تکذیب ادامه کار موسیقی در خارج از ایران، تصریح کرده: «من آدم خانوادهدوستی هستم و یک تعلق خاطر عجیب و غریبی هم نسبت به وطنم دارم».
لازم به ذکر است رضا صادقی به زودی در کاشان و زنجان کنسرت برگزار خواهد کرد و با همکاری ارشاد، قرار است تور کنسرتهای خارجی وی از آلمان شروع بشود و اواخر تیرماه در تهران به پایان میرسد.
! برای آخرین اخبار از رضا صادقی در خبرنامه عضو شوید !
+ نوشته شده در دوشنبه سوم خرداد 1389ساعت 17:45  توسط Papkiadeh
|
سلام دوستان
سلطان مشکی رضا صادقی برای هوادان و دوستداران خود در شهر گرگان بروی صحنه می رود .
اجرای کنسرت در ۳ شب متوالی می باشد .
زمان : ۲۲ و ۲۳ و ۲۴ اسفند ۱۳۸۸
به امید دیدار شما مشکی پوشان
!برای اطلاع از جدید ترین اخبار رضا صادقی در خبرنامه عضو شوید!
+ نوشته شده در پنجشنبه بیستم اسفند 1388ساعت 23:55  توسط Papkiadeh
|
با سلام خدمت تمام مشکی پوشان
کنسرت سلطان رضا صادقی در بوشهر
سلطان صادقی در ۲۰ و ۲۱ اسفند برای مردم خونگرم بوشهر اجرا می کند
!برای اطلاع از جدید ترین اخبار رضا صادقی در خبرنامه عضو شوید!
+ نوشته شده در چهارشنبه نوزدهم اسفند 1388ساعت 17:47  توسط Papkiadeh
|
با سلام خدمت دوستان عزیز
سلطان رضا صادقی در بیست و پنجمین جشنواره موسیقی فجر بروی استیج می رود
مکان : تالار بزرگ وزارت کشور
تاریخ : ۱۱ اسفند ۱۳۸۸
زمان :۹ شب (۲۱)
+ نوشته شده در شنبه هشتم اسفند 1388ساعت 19:40  توسط Papkiadeh
|
GIF PDF
+ نوشته شده در سه شنبه چهارم اسفند 1388ساعت 10:39  توسط Papkiadeh
|
اسامي چهرههاي سرشناس موسیقی پاپ پذيرفته شده در بخش جنبي بيست و پنچمين جشنواره بين المللي موسيقي فجر را برای اولین بار در سایت موسیقی ما ببینید.
امسال برخلاف بخشهای کم رونق رقابتی جشنواره، جمع كثيري از ستارههاي نامي پاپ در بخش جنبی بيست و پنجمين جشنواره بين المللي موسيقي فجر حضور پيدا خواهند كرد.
در اين بخش چهرههاي شاخصي چون بنيامين بهادري، گروه آريان، رضاصادقي، احسان خواجه اميري، علي لهراسبي، حميد عسكري، بهنام صفوی و....تا به حال براي حضور در بخش جانبي اين جشنواره پذيرفته شده اند.
به زودی برنامه اجرای این هنرمندان در جشنواره را در همین وبلاگ خواهید دید.
+ نوشته شده در یکشنبه دوم اسفند 1388ساعت 22:42  توسط Papkiadeh
|
رضا صادقی بعد از ماههای محرم و صفر کنسرتهای زمستانی خود را از شهر تاریخی اصفهان آغاز میکند و به مدت ۳ شب بهروی صحنه خواهد رفت.
هادی قندی، تهیهکنندهی این برنامه در رابطه با این کنسرت گفت: «بالاخره بعد از ۸ ماه دوندگی مکرر سرانجام توانستم در تاریخهای ۱۲، ۱۳ و ۱۴ اسفندماه سال جاری مجوز اجرای رضا صادقی را در شهر اصفهان بگیرم، این کنسرت به مدت ۳ شب متوالی و هرشب ۲ سانس (۱۶ الی ۱۸) و (۲۰ الی ۲۲) در سینما سپاهان اصفهان برگزار خواهد شد.
او در ادمه توضیح داد: رضا در این ۳ شب به اجرای تمامی قطعههای آلبوم جدید خود با نام «یکی بود یکی نبود» و گلچینی از دو آلبوم گذشتهی خود با نامهای «پیرهن مشکی» و «وایسا دنیا» خواهد پرداخت .
اعضای ارکستر او نیز عبارتند از: حسن فراهانی (نوازنده ترومپت)، علی شهبازی (گیتار اسپانیش)، مجتبی شکاری (گیتار بیس)، ناصر رحیمی (پرکاشن) و... رهبری این ارکستر نیز برعهدهی بهنام ابطحی است .
+ نوشته شده در شنبه یکم اسفند 1388ساعت 18:32  توسط Papkiadeh
|
رفتی و از خاطرت رفت که چه خاطراتی داشتیم
واسه فردا ها با هم چه قرار ها که نذاشتیم
رفتی و رفت از خیالت ، که خیالت زندگیم بود
اگه اشتباه می کردم به خدا از سادگیم بود
چه توو قصَه چه حقیقت ، یکی بود یکی نبود
این جدایی های مبهم کار دنیای حسود
آخر حکایت عشق نرسید کلاغِ خونه
شده این پایان کهنه واسه دنیا یه بهونه
دِلکه مونده و روندم شده بازیچه ی هر دست
دیگه باورش نمیشه که هنوزم هست و زنده اس
تو نموندی مونده یادت که برام موند یادگاری
دارم از نفس می اُفتم از دلم خبر نداری
چه توو قصَه چه حقیقت یکی بود یکی نبود
این جدایی های مبهم کار دنیای حسود
آخر حکایت عشق نرسید کلاغِ خونه
شده این پایان کهنه واسه دنیا یه بهونه
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم بهمن 1388ساعت 15:43  توسط Papkiadeh
|
يازده سالن در بيستو پنجمين جشنواره بينالمللي موسيقي فجر ميزبان گروههاي موسيقي از سراسر کشور ميشوند.
يازده سالن در بيستو پنجمين جشنواره بينالمللي موسيقي فجر ميزبان گروههاي موسيقي از سراسر کشور ميشوند.
به گزارش خبرگزاري سينماي ايران،تالار وزارت کشور،سالن همايشهاي برج ميلاد،فرهنگسراي نياوران، تالار وحدت، سالن انديشه، سالن سوره از جمله سالنهايي است که در اين دوره از جشنواره ميزبان گروههاي حاضر در جشنواره ميشوند.
از ديگر سالنهاي بيست و پنجمين جشنواره بينالمللي موسيقي فجر ميتوان به ارسباران، پرديس ملت،سالن رودکي،خانه هنرمندان و تالار شهيد سليماني اشاره کرد.
بنا بر اين گزارش،جشنواره امسال در مقايسه با سال گذشته در سطح گستردهتري برگزار ميشود؛ به گونهاي که با افزايش سه سالن، در مجموع بيش از 8500 صندلي به صورت روزانه ميزبان مخاطبان اين دوره از جشنواره بينالمللي موسيقي فجر خواهد بود، گستردگي سالنهاي اين دوره از جشنواره به گونهاي برنامهريزي شده که در شماليترين نقطه تهران (فرهنگسراي نياوران) و جنوبي ترين (تالار شهيد سليماني واقع در منطقه 18 شهرداري تهران) براي اين رويداد مهم ،سالن تدارک ديده شده است.
شايان ذکر است:بيستوپنجمين جشنواره بينالمللي موسيقي فجر امسال از 7 تا سيزدهم اسفند برگزار ميشود.
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم بهمن 1388ساعت 19:16  توسط Papkiadeh
|
عکس های اجرای سلطان رضا صادقی در شب یادبود ناصر عبداللهی (ناصریا)
در سالن همایشهای برج میلاد

بقیه عکس ها در ادامه مطلب
ادامه مطلب
+ نوشته شده در جمعه نهم بهمن 1388ساعت 17:18  توسط Papkiadeh
|
صادقی: «پدرخوانده شدن را دوست دارم»
در آستانهی انتشار آلبوم جدید رضا صادقی و یك شب تا صبح در شبی مهم با هم گپ زدیم. او كلاً آدم عجیبی است، هنوز هم به مشكی اعتقاد دارد، آهنگی را تا كاملاً دوست نداشته باشد نمیخواند، به دنبال تجربههای تازه در زندگی خودش و باب كردن آن در زندگی دیگران است، حرمت رفاقت را تا امروز رعایت كرده، به مهمان نه نمیگوید و مهماننواز است و ... .
یك شب كامل تا صبح را در كنار او و آهنگهایش، دلتنگی، آرزوها و ناگفتههایش با تمام مشكیهایی كه در اطرافش است، گذراندیم تا هم به مجموعهای از ناگفتههایش تا به امروز برسیم و هم قسمت دوم مستندی كه به اسم «جعبه سیاه» از او در حال ساخت است، كاملتر شود.
رضا صادقی امروز دیدن دارد. او هنوز با خاطرات و آنچه كه دارد، زندگی میكند و میگوید هیچوقت خدا را فراموش نخواهد كرد، حتی برای چند ثانیه. او دنیا را نگهداشت تا به آغوش خدا برسد.
در این پرونده رضا صادقی امروز را با هم مرور خواهیم كرد.
از «وایسا دنیا» به «یكی بود، یكی نبود رسیدی». این دو تا با هم چه فرقی دارند؟
این آلبوم «وایسا دنیا» نیست. من از دنیا پیاده شدهام و خواستهام به مخاطبم بگویم كه از دنیا پیاده شدهام.
كه چی بشود؟
من هم همین سؤال را از خودم كردم.گفتم الان مخاطبم میگوید پیاده شدی كه شدی، به من چه، اصلاً برای چی پیاده شدی؟ بعد با خودم گفتم الان كه پیاده شدهام، كجا میخواهم بروم. جوابم فقط یك كلمه بود: آغوش خدا. دوست ندارم آغوش خدا طوری تعبیر شود كه مرگ را به یاد بیاورد. نمیخواهم این جور جا بیفتد كه باید بمیرم و پیش خدا بروم و اینطور حرفهای كلیشهای.
حالا آغوش خدا را چه چیزی میبینی؟
لبخندهایش را میبینم. همانی كه گفتهام توی آغوش تو از درد خبری نیست، از دروغ و حرفهای زرد خبری نیست، نمیبینی كسی از هراس نونش/ جلو حرف ناصواب، بندشه زبونش ... . اگه قرار بود از مرگ بگویم كه از نون و حرف نادرست و ناصواب و ... نیازی نبود كه حرف بزنم. یا مثلاً جای دیگری میگویم: «توی دنیا هر چیزی قیمتی داره، حتی وجدان/ اینارو هیچ جا ندیدم، نه تو انجیل نه تو قرآن». یعنی تو با همه لطافتها و لبخندهایت در همهجا و همه ادیان، فقط از لبخندهای مهربانت است كه در همهجا حضور داری. من هم از این بزرگی، لطاقت و مهربانیات است كه چیزی را میفهمم. خواستم این نگاه را تعریف كنم.
تنظیم «آغوش خدا» متفاوت با آهنگهای این تیپی است كه میشنویم.
تنظیمی را ایمان حجت انجام داده است. با ایمان خیلی دوباره این كار صحبت كردیم. ایمان میگفت نمیخواهم یك فضایی باشد كه همه شنیده باشد. ما میخواستیم ادغامی از فرهنگ و اعتقاداتمان با تفكرات زیبایمان كه با آن زندگی میكنیم، باشد. ما نخواستیم به كیك و بیس تكیه كنیم. ما خواستیم تأكیدمان روی كلام باشد.
در آلبوم قبلیات هم كه با هم گفتوگو كردیم، صحبت از لجبازی و... بود. كلاً متفاوت دیدهشدن را دوست داری؟ (میخندد) وایسا دنیا یك جور لجبازی بود. البته نه نوع بدش. لجبازی خوبی بود با دنیایی كه همیشه ما گفتهایم این جور كه ما میخواهیم باش و نشده. آن زمان گفتم كه خب تو نمیخواهی آنطور كه من و ما دوست داریم باشی، عیبی ندارد، پس وایسا من میخواهم پیاده شوم برای ساختن دنیای جدید. «وایسا دنیا» مثل «مشكی رنگه عشقه» بود. هر دو اینها نقض عادتها هستند. اما نقض عادت «وایسا دنیا» خیلی بزرگتر بود. عادت چرخیدن جهان و تكرار مكررات. خواستم آنطوری آن عادت را بشكنم، حتی اگر نشود.
كلاً دوست داری اینجوری زندگی كنی؟
صد در صد. من هم میتوانم خیلی از این آهنگهای روز و تیپ مهمانی به ترجیع بندهای عجیب غریب را بخوانم، اما من چیزی را خواندهام كه احساس میكنم میشود روی آن فكر كرد. نه این كه خدای نكرده حمل بر نصیحت باشد، اما میشود حمل بر پیشنهاد باشد. واقعیت این است كه من نه خوانندهام، نه شاعرم و نه آهنگسازم. تواضع هم نمیكنم، عین واقعیت را میگویم. من صرفاً آدمی هستم كه فكر میكنم. حالا فكرش خوب یا بد است بماند.
این نقص یا خرق عادتی كه میگویی یك روحیه باغیگری را به همراه خودش دارد. این یاغیگری از كجا میآید؟
قصه، قصه تفكر شخصی است. یك نوع روش زندگی كه صرفاً مال من است. اگر من گاهی اوقات از بغض میگویم، از عشق میگویم، از نزدیكی و دوری میگویم، انسانی هستم كه مثل بقیه احساس دارد. اما گوشهای هم از من انسانی است كه مثل بقیه نیست، این یاغیگری از آن نقطه وجودی من است كه مثل بقیه نمیخواهد باشد. من میخواهم مدل خودم باشم. و این گاهی به خودم هم اتكا میشود. گاهی هم به خودم ایست میدهم. رضا صادقی وایسا، اینجا داری بد میروی. قرار نیست من تكرار بشوم و گرنه این آلبوم میشد مثل قبل و تمام میشدم و این میشد مهر انتخابی رضا صادقی و تسلیت به روح هنریاش. حالا اگر نیمهجانی هم گرفتهام، این هنر كم از همین بود كه به دنیای خودم گفتم، وایسا. من حاضرم آن عقابی باشم كه سالی یك خرگوش گیرش میآید كه بخورد و زنده بماند، اما روی قله بمانم. خراج عقاب تنها بودنش است. اما میشد بهتر از سالی یك خرگوش خورد و بیشتر با خیلیها بود، اما كلاغ بود.
وقتی آلبومهایت و آهنگهایت را كنار هم میگذارم به یك نوع موعظه كردن مخاطب توسط تو میرسم، كلاً موعظه كردن مردم را دوست داری؟
موعظه نمیكنم، پیشنهاد میدهم.
این پیشنهادها از كجا میآیند؟
از خلوتهایم. از خلوتهایی كه در آنها فقط و فقط فكر میكنم. من در خلوتهایم زنده نیستم، زندگی میكنم. این زندگی كردن پیشنهادهایی را برای خود من میآورد كه آنها را اعمال میكنم و وقتی میبینم قشنگ هستند، دلیلی نمیبینم كه آنها را به مخاطبم هدیه نكنم. این هدیه من به مخاطبم است.
بعضی جاها هم انگار داستان میگویی، درست مثل مداحها.
شاید تحت تأثیر آنها هم باشم. بعضی جاها قصه میگویم و داستان تعریف میكنم. درست مثل همانهایی كه در این آلبوم هم هست. میدانی كه من مداحی هم میكنم، نوحه هم میخوانم. آهنگهایم گاهی تا جاییكه به سوز آن برمیگردد، به نوحه پهلو میزنند. مرحوم مؤذنزاده اردبیلی اذانی كه میخواند، در دستگاه بیات ترك بود. این موضوع را خیلیها نمیدانند و اگر یكی در همان قالب دستگاهی آوازی بخواند، میگوید اِ دارا اذان میخواند. من قالب سنتی نوحهخوانی را دوست دارم، چون خودم بچهای هستم كه از یك خانواده كاملاً مذهبی كه نوحه هم میخوانم. من همیشه دهه محرم برای نوحهخواندن میروم بندرعباس، در مسجدی كه پدرم متولی آنجاست و این بهترین لحظه زندگی من است. شاید كه نه، حتماً موسیقیام گاهی از اوقات تحت تأثیر نوحهخوانیام هم باشد.
تا از بحث خدا خارج نشدهایم، نامههایی كه برای خدا مینوشتی چی شدند؟
چندتاییشان را چاپ هم كردم ولی اگر راستش را بخواهی احساس كردم كه هنوز خیلی ناقص هستند و یك جاهایی دیدم كه از حد خودم خارج شدهام.
یعنی چطور شده بودی؟
احساس كردم كه خیلی محق شدهام. از اینكه حس كنم كه همه حق با من است بدم میآید میدانی چه میگویم؟ حس خوبی از این حس ندارم ولی پیگیرش هستم.
با خودت كلنجار رفتی؟
خیلی. آقاجان این موضوع خوبی نیست كه تو حس كنی همیشه حق با تو است. من همیشه اعتراف كردهام كه آدم دل نازكی هستم ولی اعتراف هم میكنم كه قدرت دارم. سر این دل نازكی نباید خودم حق بدهم كه تو را برنجانم. حالا بیا این را گندهترش كن كه میخواهی در قالب یك كتاب ارائهاش بدهی. این دیگر بدتر میشود. بیرودروایسی بگویم در بعضی جاها خودم را خیلی فهمیده جلوه میدهم.
این اعتراف خوبی است.
اتفاقاً به همین خاطر هم فكر كردم كه اگر بیشتر مطالعه كنم و بیشتر بدانم و بنویسم خیلی خیلی بهتر است.
خب، من این ویژگیها را كنار هم میگذارم. دل نازك، قدرتمند، شكسته نفسی كه تهش به خوب دیده شدنت میرسد و صددرصد هم علاقهمندی كه دیده شوی...
خب یعنی كه چی؟
من فیلم پدرخوانده را خیلی دوست دارم.
منظورت را دقیقتر بگو. من هم دوستش دارم.
پدرخوانده شدن را دوست داری؟
(فكر میكند)
نه نمیتوانی بگویی. فكر میكنم آرزویت همین است. صحبتها و روحیات و كارهایت را كنار هم كه میگذارم به همین میرسم.
(با صدای بلند میخندد) اگر بد تعبيرش نكنند آره. اعتراف خوبی بود.
میخواهم یك سؤالی را بپرسم كه شاید كسی نتوانسته از تو بپرسد. فكر میكنی مردم تو را به خاطر آهنگهایت دوست دارند یا در این دوست داشتن نوعی توهم هم وجود دارد.
بهخاطر پاهایم و اینكه عصا دستم است میپرسی؟
دقیقاً.
اتفاقاً برای خودم هم این موضوع جای سؤال داشت. همیشه اذیتم میكرد. یعنی همیشه با خودم و در ناخودآگاه خودم با آن درگیر و دچارشك بودم. با خودم قرار گذاشته بودم اگر برایم ثابت شد كه مردم به خاطر ترحم به من آهنگهایم را گوش میكنند، خوانندگی را كنار بگذارم. تصمیم واقعاً جدی بود. كنسرت سعدآباد پیش آمد، آنهمه جمعیت آمدند ولی باز هم این حس بد با من بود. كنسرتهای بعدی هم همین حس را داشتم كه نكند مردم به من ترحم میكنند. خدا به من خیلی لطف دارد. یك جایی خیلی شیك به من گفت ابله. دقیقاً همین را گفت. گفت ابله، من یك چیزی به تو دادهام كه ثابت میكند خیلی دوستت دارم. همه عصا ندارند ولی تو داری. من یك چیز اضافه به تو دادهام. حالا این را یكجوری به من گفت كه مطمئن شدم چقدر من را دوست دارد.
چهطور گفت؟
یك روز یك آقایی خیلی شیك و اتو كشیده پیش من آمد و گفت میتوانم چند لحظه وقتتان را بگیرم. با خودم گفتم لابد مثل بقیه میخواهد عكسی با هم بگیریم یا میخواهد درباره كارهایم صحبت كند و ... . ولی چیزی را از من خواست كه از خوشحالیاش میخواستم داد بكشم. گفت دوست دارم فقط با عصایت عكس بگیرم. آن لحظه دوست داشتم لپ خدا نزدیك بود تا یك ماچ گنده از آن میكردم كه اینقدر عزیز و بزرگ است.
همین اتفاق آن حس بد را عوض كرد؟
دقیقاً، همین اتفاق همه ذهنیتهای بد گذشته را از بین برد. تا دو سه سال بعد از شناختهشدنم هر وقت كسی از من تعریف میكرد، توی دلم میگفتم الان با خودش میگوید آخی رضا صادقی بیچاره، عصا دستش است ولی الان میبینم كه بدون هیچ ترحمی میگوید اِ رضا صادقی، عاشقتم. میبینم كه دوستم دارند و این موضوع من را میكشد. عاشقم میكند.
هیچوقت نخواستی خوب بشوی؟
نه اصلاً.
ولی من شنیدهام كه گفتهاند میتوانند پاهایت را خوب كنند ولی خودت نخواستهای؟
اینطور هم نبوده كه بخواهم یا نخواهم. باید بروم لندن و در آنجا بستری و عمل شوم تا ماهیچههای پاهایم را عوض كنند.
این كار را میكنی؟
الان نه، شاید آن زمانی هم كه من بخواهم دیر بشود.
چرا به خودت ظلم میكنی.
الان احتیاجی به این ندارم.
الان مثل همه كارهای زندگیت، باز هم مصلحت اندیشی میكنی؟
مصلحت من در فكرم است. من مغزم، من فكرم، من ایدهام، من یك آدمم. من ایدهآلها را دارم. وقتی باصدایم در دل و قلب همه راه میروم، حالا چه احتیاجی است كه روی آسفالت بیجان با پاهایم راه بروم. آن آسفالت است و بیجان. این قلب مردم است و عشق.
امیدوارم فقط دیر نشود. من میدانم تو یك جایی را به قول خودت كشف كردهای كه به آن «حیاط خدا» میگویی.
(میخندد) اینها را از كجا میدانی؟
این حیاط خدا كجاست و چه شكلی است.
یك روز آمدم بروم طرف لواسان. وسط راه به خودم گفتم چه كاری است، یك بار هم برعكس بروم. اینقدر رفتم تا به یك جاده خاكی رسیدم و یك خانهام هم در یك جایی بالاتر دیدم. برایم عجیب بود كه چرا كسی از این راه نمیرود. رفتم و رفتم تا یك فضا و منظره عجیبی را دیدم. مواجه شدم با حیاط خدا. یك دورهای بود كه در نهایت زیبایی شبیه بود به حیاط خلوت خدا.
و حیاط خدا را كشف كردی؟
جالب است بگویم كه هیچكسی را هم ندیدم كه به آنجا برود. فكر میكنم به خاطر خانهای كه در آنجا بود همه فكر میكردند كه آنجا مسكونی است و جلوتر نمیرفتند. در صورتی كه اصلاً اینطور نبود و آن به ظاهرخانه، چند اتاقك بود كه متعلق بود به اداره برق. جلویش هم یك حصاری بود كه آنجا را شبیه به یك خانه مسكونی كرده بود.
آخرین بار كی به «حیاط خدا» رفتی؟
خیلی وقت است كه نرفتهام. تهرانپارس و آجودانیه كه بودم تندتند میرفتم. حتی سعادتآباد هم كه آمدم باز هم میرفتم. ولی اینجا كه آمدم راهم خیلی دور شد. از همین بالا وقتی كه ترافیك را میبینم، حالم بد میشود.
حالا چرا اسمش را حیاط خدا گذاشتهای؟
واقعاً یك منظره و طبیعت غیرقابل شوخی دارد. خیلی باحال است. یك دورهای است كه تمامش را پر از ابر میبینی. خیلی جالب است كه در آن ارتفاع كم با آن همه ابر وجود داشته باشد. یك جور عجیب و خندهدار است. اصلاً با عقل جور در نمیآید. وقت طلوع خورشید هم یك جور نور خاصی مثل نور موضعی كه روی استیجهای كنسرت میبینم، از بین ابرها میتابد كه تو را حجاب میكند با خدا حرف بزنی. آنجا مجاز هستی كه هر چیزی را كه دلت میخواهد به خدا بگویی.
تو به خدا چی گفتی؟
آنجا بود كه به خدا گفتم من به دنیا آمدهام كه آدم بزرگی بشوم. فرصت اینكه آدم بزرگی شوم را به من بده. نمیخواهم بیایی پائین كه دنبال مجوزم بدوی، این قدرت را به من بده كه خودم دنبال كارهایم باشم. نمیخواهم بیایی پائین و در گوشم سوژه شعر را بگویی، قدرت این كار را به خودم بده. احساسم را قویتر كن. آنجا من از خدا فرصت خواستم و او این فرصت را به من داد و من ازش خیلی ممنونم.
فكر میكنی آدم بزرگی هستی؟
اگر روزی رضا صادقی بگوید من اندك، من حقیر، من كمترین، آن وقت مطمئن باش كه خیلی آدم بیمعرفت و قدرنشناسی هستم. اینقدر خدا به من لطف كرده، فرصت و هدیه داده كه مطمئنم اگر خودم را كم و حقیر بدانم، خدا به خودش میگوید متأسفم كه به تو كه اینقدر نادانی، اینهمه چیزهای مختلف دادم تا بزرگ باشی ولی تو باز هم خودت را كوچك میدانی. البته از موضع تواضع این برخورد خوب است، اما در موضع چیزی كه من به تو دادهام، عنوان كن كه چه چیزی بهت دادهام. چون یك عده هستند كه باور ندارند من چیزی بهشان دادهام.
تا حالا شده خدا را وقتی كه آلبومت بیرون آمده، یا وقتی كه سرت شلوغ است، معروف شدهای و ... فراموش كنی؟
نه ولی برای لحظاتی ... برای لحظاتی این اتفاق افتاده. خندهدار و مسخره است، وقتی كه با آدمهای معروف مینشینم.
روی استیج، شده خدا را فراموش كنی؟
فقط یك بار. ولی خدا از روی لطف و مهربانیاش یك پس گردنی به من زد كه تا آخر عمرم لطفش را فراموش نكنم.
چی، پس گردنی؟
اولین اجرایم در كیش بود. آقا ما آمدیم و چهار هزار نفر توی سالن بودند. دقیقاً این جمله را به خودم گفتم: «آقا رضا خوش به حالت، رسیدیم دیگه، همین را میخواستی، تویی و چهار هزار نفر آدم كه آمدهاند تو را ببینند و برایشان بخوانی». حالا چی ؟ مردم ایستاده بودند، خدا را شكر مردم همیه منت بر سرم دارند كه هرجا كه برای كنسرت میروم با لطفی كه دارند میایستند و برنامهام را میبینند. با خودم گفتم «تموم شد، اینجای موسیقی هم رسیدی و معروف شدی». فقط برای چند ثانیه خدا را فراموش كردم و خودم را دیدم. چند ثاینه مانده بود كه بخوانم و آهنگ ادامه داشت. نزدیك میكروفن شدم، آمدم كه جلوی میكروفن بنشینم، یك چیزی به من خیلی عامیانه گفت: «بنشین، صندلیات خیلی عقبتر است». یعنی اگر مینشستم همان جا چهار هزار نفری كه ایستاده بودند، تشویقم میكردند، بهم میخندیدند و مسخرهام میكردند. آن شب برای چند لحظه نخواندم.
خدا بهت تلنگر زد؟
تلنگر زد؟ كاش تلنگر میزد. دقیقاً بهم گفت: «بابایی منم». خدا را گواه میگیرم به همین طلوع قشنگ [ساعت 5:42 صبح است] به هتل كه رسیدم خدا را شكر نكردم، افتخار نكردم، فقط صد بار گفتم غلط كردم. صد بار سادهترین كلمهای را كه به ذهنم میرسید، گفتم.
آخرینبار كه دل كسی را شكستی، كی بود؟
(فكر میكند و هی سؤال را تكرار میكند). یادم است كه دل یك نفر را خیلی بد شكاندم. دلش را شكاندم ولی نه به طوری كه بعداً احساس ندامت كنم. دلش را شكاندم كه همه چیز خوب پیش برود.
باز هم مصلحت اندیشی كردی؟
آره. آفرین. یك چیزی یادم آمد. یك روز یك دوستی به من گفت تو اعصاب ما را به هم ریختهای. یك آهنگی میخوانی كه اشك همهمان را در میآورد و غصهمان میگیرد. در جوابش گفتم تو برای چند دقیقه شاید گریه كنی و غصهات بگیرد ولی من برای همین چند دقیقهی تو، یك ماه اشك ریختهام تا این كاررا ساخته و خواندهام. مصلحت این بوده كه من یك ماه غصه بخورم و گریه كنم تا تو چند دقیقه احساسی بشوی و بغض كنی.
آهنگ «در آغوش خدا» را در نظر بگیر. اگر «آغوش خدا» را مرگ بدانیم، آخرین حرف و وصیتات قبل از اینكه به آغوش خدا بروی چی هست؟
(چند ثانیه نگاهم میكند و میرود لبه بالكن روی طبقه شانزدهم روبروی طلوع آفتاب میایستد). همین حالت رو به مردم میایستم و بلند مثل حالا میگویم: «من خوندنی نبودم، من موندنی به دنیا آمدم و ماندم و خواهم ماند».
+ نوشته شده در سه شنبه پانزدهم دی 1388ساعت 14:5  توسط Papkiadeh
|
آلبوم سلام آقا
همکاری ۴ خواننده بزرگ ایرانی سلطان رضا صادقی ، محسن چاوشی ، محمد علیزاده ، مهدی یغمایی
که این آلبوم فوق العاده زیبا برای امام حسین (ع) تهیه شده است .
این محصول در تمامی فروشگاه های عرضه محصولات فرهنگی کشور
به صورت اورجینال توزیع گردیده است .
+ نوشته شده در چهارشنبه دوم دی 1388ساعت 15:33  توسط Papkiadeh
|
سلطان مشکی رضا صادقی این بار در زادگاه خود بندر عباس به مدت ۲ شب
در تاریخ های ۲۱ و ۲۲ آذر ماه و هر شب در دو سانس برای هواداران خود
به اجرای کنسرت می پردازد .
+ نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم آذر 1388ساعت 15:22  توسط Papkiadeh
|
سلطان رضا صادقی به دلیل استقبال بیش از حد مشکی پوشان در کیش کنسرت خود
را به مدت ۲ روز دیگر تمدید کرد .
زمان برگزاری کنسرت ۱۵ و ۱۶ ام آذر ماه ۱۳۸۸می باشد .
+ نوشته شده در شنبه چهاردهم آذر 1388ساعت 22:46  توسط Papkiadeh
|
از فردا یکی بود یکی نبود توزیع می شود

بالاخره بعد از چند سال انتظار و مشکلات زیاد برای سلطان رضا صادقی آلبوم جدید سلطان رضا صادقی که تحت عنوان یکی بود یکی نبود نامگذاری شده است از فردا (۱۲/۹/۱۳۸۸) در شهرستان ها و از شنبه (۱۳۸۸/۹/۱۴) در تهران در تمامی مراکز عرضه محصولات فرهنگی به دوستداران مشکی عرضه خواهد شد .
+ نوشته شده در چهارشنبه یازدهم آذر 1388ساعت 21:58  توسط Papkiadeh
|
کنسرتی دیگر از سلطان رضا صادقی در جزیره قشم
در ۱۳ و ۱۴ آذر ماه ۱۳۸۸ به اجرای کنسرت برای مردم خونگرم قشم می پردازد .
+ نوشته شده در چهارشنبه یازدهم آذر 1388ساعت 14:21  توسط Papkiadeh
|
با سلام خدمت دوستان عزیز
سلطان رضا صادقی در تاریخ ۱۱ و ۱۲ آذر ماه
در جزیره ی زیبای کیش به اجرای کنسرت می پردازد .
+ نوشته شده در سه شنبه دهم آذر 1388ساعت 10:20  توسط Papkiadeh
|
بازهم از شرکت ایران گام بد قولی دیدیم
اما فردا دیگه تمامی انتظار ها به سر میرسه و آلبوم یکی بود یکی نبود سلطان رضا صادقی در تهران و شهرستان ها توزیع میشه
+ نوشته شده در دوشنبه نهم آذر 1388ساعت 22:7  توسط Papkiadeh
|
انتظار ها به پایان رسید ...

آلبوم«یکی بود، یکی نبود» با صدای رضا صادقی با توجه به تعطیل بودن روزهای جمعه و شنبه ۶ و ۷ اُم آذر ماه ، روز یکشنبه هشتم آذر ماه به صورت سراسری ، در تمام کشور ، از طریق شرکت ایرانگام پخش خواهد شد.
حسينخانی مدیر عامل این شرکت در اينباره گفت: «با توجه به نزدیک شدن به ماه محرم و کمبود زمان سعی میکنيم آلبوم رضا را همزمان و در يک روز، در تهران و شهرستانها پخش کنیم.»
«پليس امنيت برای سايتهایی که آلبومهای ما را برای دانلود میگذارند، پرونده تشکيل میدهد»
مدير «ايرانگام»، دربارهی مشکل دانلود و کپیرايت محصولات این شرکت گفت: «هماهنگیهای لازم با پلیس امنیت در رابطه با سایتهایی که محصولات ما را برای دانلود برروی اینترنت قرار میدهند انجام شده. درصورت قرار گرفتن این آلبومها بر روی سایتهای اینترنتی، پلیس امنیت آنها را فیلتر و برای مدیرانشان تشکیل پرونده خواهد داد. از آنجایی که ما دوست داریم با روشهای مسالمتآمیز با این دوستان برخورد کنیم، واحد اینترنتی شرکت ایرانگام هماهنگیهای لازم را با این دوستان انجام داده و شما به جای قرار گرفتن آلبومهای شرکت ایرانگام بر روی این وبسایتها و برای دانلود، شاهد تبلیغات و دموی آنها برروی این وبسایتها خواهید بود. در آخر از کلیه دوستانی که آلبومهای این شرکت را به صورت ارجينال تهیه میکنند صمیمانه تشکر و قدردانی میکنم و از همه مخاطبان تقاضا دارم از موسیقی مجاز کشور حمایت کنند .
از تمامی دوستان مشکی پوش تقاضا دارم خودمون با تمامی سایتهایی که این عمل را انجام می دهند بر خورد کنیم .
با تشکر
+ نوشته شده در شنبه هفتم آذر 1388ساعت 8:0  توسط Papkiadeh
|
سلام دوستان عزیز

بالاخره مستند رمز شب که اثری است از زندگی رضا صادقی از امروز ۲۸/۸/۱۳۸۸ در شهرستانها و از شنبه ۳۰/۸/۱۳۸۸ در تهران در تمامی مراکز فرهنگی به دوستداران مشکی عرضه خواهد شد .
با تشکر
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم آبان 1388ساعت 11:0  توسط Papkiadeh
|
بهنام ابطحی خبر داد؛
رضا صادقی خوانندهی مهمان کنسرت ابطحیست

بهنام ابطحی، موزيسين پاپ کهنهکار، قرار است درتاریخهای 28 و 29 آبانماه سال جاری کنسرت باشکوهی را بههمراه رضا صادقی در سالن همایشهای برج میلاد، هر شب دو سئانس، اجرا نماید.
همچنین در این کنسرت از قطعههای موسیقی جز کلاسیک و موسیقی شرقی هم بهره برده خواهد شد.
بهنام ابطحی در این رابطه به خبرنگار موسیقی ما گفت: «در این کنسرت که از گروه ارکستری 50 نفره تشکیل شده و ازنوازندگان طراز اول در عرصه موسیقی همچون؛ میثم مروستی، فیروز ویسانلو و... مرا همراهی خواهند کرد و همچنین این ارکستر متشکل شده از سازهای بادی، بیس و پاپ به انضمام سازهای کلاسیک انجام خواهد شد».
بهنام در ادامه گفت: همزمان با این کنسرت هم آلبوم من به نام «سال» که شامل قطعههای همین اجراست و 12 قطعه دارد و هریک از قطعههای این آلبوم مربوط به یکی از ماههای سال میشود و تمامی کار تنظیم و آهنگسازی این آلبوم برعهدهی اينجانب است.
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم آبان 1388ساعت 19:0  توسط Papkiadeh
|
سلام خدمت دوستان
مژده برای تمامی مردم ارومیه عزیز
کنسرت سلطان رضا صادقی در تاریخ ۲۲ آبان در شهر ارومیه برگزار می شود .
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و یکم آبان 1388ساعت 15:51  توسط Papkiadeh
|
دیداری دیگر
کنسرت سلطان رضا صادقی

مکان : مرکز همایش های برج میلاد
تاریخ : ۱۵ آبان ماه ۱۳۸۸ و ۱۶ آبان ماه ۱۳۸۸
ساعت : ۲۱:۳۰
قیمت بلیط : ۲۰۰۰۰۰و ۲۵۰۰۰۰ و ۳۰۰۰۰۰ و ۴۰۰۰۰۰ و ۵۰۰۰۰۰ ریال
برای تهیه بلیط با شماره های ۲۲۷۲۸۰۰۷ و ۲۲۷۳۸۰۰۷ (۰۲۱) تماس حاصل فرمایید .
+ نوشته شده در سه شنبه دوازدهم آبان 1388ساعت 16:27  توسط Papkiadeh
|
سلام خدمت مشکی پوشان
دوستانی که کنسرت اومدن میدونن که چه خبری می خوام بدم و دوستانی که نیومدن سلطان مشکی در طی آخرین خبر از آلبوم یکی بود یکی نبود گفت که مجوز آلبوم از وزارت ارشاد گرفته شده و با تمام کمی و کیفی در ۱۵ آبان ماه از موسسه فرهنگی ایران گام توزیع میشه .
از کنسرت هم که مثل همیشه فوق العاده بود و ۳ آهنگ از آلبوم یکی بود یکی نبود هم سلطان مشکی اجرا کرد .

راستی یادم رفت سلطان اولین آهنگ رو با کلاهی بر سر خوند و تمامی تماشاگران شوکه شده بودن و تو کف بودن بدونن قضیه کلاه چیه که سلطان خودش این موضوع رو فهمید و گفت که این کلاه وقتی به دیدار پدر و مادرش رفته بود برادر کوچیک ترش(محمدرضا) ۲تا کلاه گرفته بود یکی قهوه ای و یکی مشکی که مشکی رو به سلطان داد و ازش خواهش کرد که در کنسرت تهران حتی برای یک آهنگ بذاره و سلطان در هنگام اجرای کنسرت عینک بروی چشم داشت . ( چشاش ضعیف شده دیگه )
+ نوشته شده در شنبه بیست و پنجم مهر 1388ساعت 11:10  توسط Papkiadeh
|
رضا صادقي در «بيخداحافظي» سه آواز جديد ميخواند
خبرگزاري فارس: محمد نشاط با اشاره به جزئياتي از پروژه سينمايي زندگي رضا صادقي گفت: سيناپس فيلمنامه اين فيلم با عنوان «بيخداحافظي» آماده شده و قرار است رضا صادقي سه آواز جديد در فيلم اجرا كند.

محمد نشاط تهيهكننده سينما در گفتوگو با خبرنگار سينمايي فارس در مورد فيلم «بيخداحافظي» كه قرار است با بازي رضا صادقي ساخته شود گفت: ديروز سيناپس اين فيلم كه توسط پيمان عباسي نوشته شده آماده شد.
وي افزود: ايده اصلي اين داستان از خود رضا صادقي و بر اساس وقايع زندگي اوست .فرار است پس از مطالعه سيناپس توسط صادقي، دكتر محمد حبيبي (سرمايه گذار فيلم و تهيه كننده مشترك) ، در جلسهاي با پيمان عباسي و پس از انتقال نظرات به او تا هفته آينده نگارش فيلمنامه آغاز ميشود كه احتمالا پس از يكماه به پايان ميرسد و تا دو ماه ديگر «بيخداحافظي» جلوي دوربين ميرود.
نشاط در ادامه افزود: در اين فيلم حداقل سه كنسرت موسيقي و يك كليپ جديد از «رضا صادقي» وجود دارد و به احتمال زياد سه قطعه جديد نيز توسط صادقي به صورت اختصاصي براي اين فيلم خوانده خواهد شد.
+ نوشته شده در دوشنبه بیستم مهر 1388ساعت 8:42  توسط Papkiadeh
|
یکسری عکس از مداحی و نوح خوانی رضا صادقی تهیه کردم
و برای دیدن شما دوستان عزیز گذاشتم تا شما هم استفاده کنید .

ما بقی عکس ها در ادامه مطلب...
ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه دوازدهم مهر 1388ساعت 15:41  توسط Papkiadeh
|
با سلام خدمت تمامی مشکی پوشان

کنسرت سلطان رضا صادقی
مکان : مرکز همایش های برج میلاد
تاریخ : ۲۳ مهر ماه ۱۳۸۸ و ۲۴ مهر ماه ۱۳۸۸
ساعت : ۱۸ و ۲۱:۳۰
قیمت بلیط : ۲۰۰۰۰۰و ۲۵۰۰۰۰ و ۳۰۰۰۰۰ و ۴۰۰۰۰۰ و ۵۰۰۰۰۰ ریال
برای تهیه بلیط با شماره های ۲۲۷۲۸۰۰۷ و ۲۲۷۳۸۰۰۷ (۰۲۱) تماس حاصل فرمایید .
+ نوشته شده در چهارشنبه هشتم مهر 1388ساعت 9:12  توسط Papkiadeh
|
با سلام خدمت تمامی مشکی پوشان
امیدواریم آلبوم یکی بود یکی نبود هرچه زودتر منتشر بشه (به احتمال زیاد ۲۰ مهر منتشر میشه)
مستند «رمز شب» درباره رضا صادقی ۱۴ مهرماه در شبكه خانگی منتشر میشود.
با توجه به تجربه خیلی خوب و موفق آلبوم آخر محسن چاووشی به نام "یه شاخه نیلوفر" و همکاری اکثر سایت ها و وبلاگ ها در عدم انتشار غیر قانونی آلبوم، ان شاالله این حرکت هم مورد استقبال قرار بگیره و بتونیم تا حد زیادی فرهنگ موسیقی کشورمون رو بالا ببریم.
+ نوشته شده در دوشنبه ششم مهر 1388ساعت 18:52  توسط Papkiadeh
|
طی آخرین اخباری که از سلطان رضا صادقی به دستم رسیده سلطان نیمه دوم مهر ماه در سالن برج میلاد دوباره کنسرت برگزار می کنه .
+ نوشته شده در پنجشنبه دوم مهر 1388ساعت 14:22  توسط Papkiadeh
|